<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:podcast="https://podcastindex.org/namespace/1.0" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" version="2.0"><channel><title>کتابخانه صوتی | راتا</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>کتابخانه صوتی راتا، هر هفته <strong>سه‌شنبه‌ها</strong> و <strong>پنج‌شنبه‌ها</strong> یک کتاب صوتی را منتشر می‌کند.&nbsp;</p><p>کتاب‌ها با اجازه‌ ناشر منتشر می‌شود و می‌توانید آن را به صورت قانونی گوش دهید.</p><p>&nbsp;</p><p>تماس برای اطلاعات بیشتر:</p><p><a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="text-primary underline underline-offset-2" href="mailto:info@NewshaCast.com">info@NewshaCast.com</a></p>]]></description><atom:link href="https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0" rel="self" type="application/rss+xml"/><language>fa</language><category>Books</category><copyright>Copyright NewshaCast UG</copyright><image><url>https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss</url><title>کتابخانه صوتی | راتا</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link></image><lastBuildDate>Thu, 08 Oct 2026 13:05:12 +0000</lastBuildDate><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:owner><itunes:name>NewshaCast UG</itunes:name><itunes:email>info@newshacast.com</itunes:email></itunes:owner><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:subtitle>کتابخانه صوتی راتا، هر هفته سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها یک کتاب صوتی را منتشر می‌کند.&amp;nbsp;کتاب‌ها با اجازه‌ ناشر منتشر می‌شود و می‌توانید آن را به صورت قانونی گوش دهید.&amp;nbsp;تماس برای اطلاعات بیشتر:info@NewshaCast.com</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>کتابخانه صوتی راتا، هر هفته <strong>سه‌شنبه‌ها</strong> و <strong>پنج‌شنبه‌ها</strong> یک کتاب صوتی را منتشر می‌کند.&nbsp;</p><p>کتاب‌ها با اجازه‌ ناشر منتشر می‌شود و می‌توانید آن را به صورت قانونی گوش دهید.</p><p>&nbsp;</p><p>تماس برای اطلاعات بیشتر:</p><p><a target="_blank" rel="noopener noreferrer nofollow" class="text-primary underline underline-offset-2" href="mailto:info@NewshaCast.com">info@NewshaCast.com</a></p>]]></itunes:summary><itunes:category text="Arts"><itunes:category text="Books"/></itunes:category><itunes:category text="Fiction"/><itunes:category text="Fiction"><itunes:category text="Drama"/></itunes:category><itunes:explicit>false</itunes:explicit><podcast:guid>a6cc7caf-7be1-517b-8659-b92510082387</podcast:guid><itunes:type>episodic</itunes:type><item><title>فیل - بخش ۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب فیل</strong></h2><p>کتاب <strong>فیل </strong>نوشته <strong>ریموند کارور</strong> که با ترجمه <strong>مصطفی مستور</strong> منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p></p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب فیل</strong></h2><p>قهرمان داستان <strong>فیل</strong>،&nbsp;مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار می‌کند تا برای خانواده‌اش که در استرالیا زندگی می‌کنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشته‌اند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه می‌شوند و او را بیش از پیش فرو می‌برند...</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره ریموند کارور</strong></h2><p><strong>ریموند کارور</strong>، داستان‌نویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پس‌ازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفده‌ساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پس‌ازاینکه در کلاس‌های نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقه‌مند شد و از آنجا بود که رفته‌رفته نوشتن را آغاز کرد.</p><p>واخر دههٔ هفتاد، پس‌ از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، به‌مدت چند سال در دانشگاه‌های مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبی‌اش را به دست آورد و از آن‌ پس دیگر توانست به‌صورت تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش ‌از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاه‌سالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.</p><p></p><h2><strong>بخشی از کتاب فیل</strong></h2><p>می‌دانستم دارم اشتباه می‌کنم که آن پول را به برادرم قرض می‌دهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بده‌کار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمی‌تواند پول خانه‌اش را بپردازد، چه کار می‌توانستم بکنم؟ با این‌که هیچ‌وقت پا در آن خانه نگذاشته‌ام ــ او هزار مایل دور از این‌جا، جائی در کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ من حتی هنوز خانه‌اش را ندیده‌ام اما دل‌ام نمی‌خواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست می‌دهد. گفت که پول‌ام را پس می‌دهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتی‌اش در راه است و به‌زودی آن را وصول می‌کند. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه می‌رسد. دربارهٔ این سرمایه‌گذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیش‌تر توضیح بدهد.</p><p>گفت «از این نظر مطمئن باش، نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.»</p><p>جولای گذشته شغل‌اش را از دست داده. شرکتی که در آن کار می‌کرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکنان‌اش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بی‌کاری‌اش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت می‌شود و نه پس‌اندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زن‌اش، که ده‌سال از او مسن‌تر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشین‌های‌شان را ــ ماشین زن‌اش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیون‌اش را گرو گذاشته. گفت آن‌قدر تلویزیون را توی بازار سمسارها این‌طرف و آن‌طرف برده که کمردرد گرفته. همه‌جا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگ‌اش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف می‌زد که اگر دل‌ام به درد نیاید، معلوم می‌شود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاع‌ام به هم ریخته است، اما تو می‌توانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»</p><p>گفتم «چه‌قدر؟»</p><p>گفت «پانصد دلار. بیش‌تر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش می‌آید؟ اما می‌خواهم واقع‌بین باشم. پانصد دلار را می‌توانم پس بدهم. اما راست‌اش بیش‌تر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرض‌کردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمی‌کشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلمات‌اش است.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/75478512</guid><pubDate>Thu, 08 Oct 2026 15:38:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/ce75afe396ee969d/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23810715" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب فیلکتاب فیل نوشته ریموند کارور که با ترجمه مصطفی مستور منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب فیل</strong></h2><p>کتاب <strong>فیل </strong>نوشته <strong>ریموند کارور</strong> که با ترجمه <strong>مصطفی مستور</strong> منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p></p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب فیل</strong></h2><p>قهرمان داستان <strong>فیل</strong>،&nbsp;مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار می‌کند تا برای خانواده‌اش که در استرالیا زندگی می‌کنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشته‌اند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه می‌شوند و او را بیش از پیش فرو می‌برند...</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره ریموند کارور</strong></h2><p><strong>ریموند کارور</strong>، داستان‌نویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پس‌ازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفده‌ساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پس‌ازاینکه در کلاس‌های نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقه‌مند شد و از آنجا بود که رفته‌رفته نوشتن را آغاز کرد.</p><p>واخر دههٔ هفتاد، پس‌ از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، به‌مدت چند سال در دانشگاه‌های مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبی‌اش را به دست آورد و از آن‌ پس دیگر توانست به‌صورت تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش ‌از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاه‌سالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.</p><p></p><h2><strong>بخشی از کتاب فیل</strong></h2><p>می‌دانستم دارم اشتباه می‌کنم که آن پول را به برادرم قرض می‌دهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بده‌کار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمی‌تواند پول خانه‌اش را بپردازد، چه کار می‌توانستم بکنم؟ با این‌که هیچ‌وقت پا در آن خانه نگذاشته‌ام ــ او هزار مایل دور از این‌جا، جائی در کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ من حتی هنوز خانه‌اش را ندیده‌ام اما دل‌ام نمی‌خواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست می‌دهد. گفت که پول‌ام را پس می‌دهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتی‌اش در راه است و به‌زودی آن را وصول می‌کند. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه می‌رسد. دربارهٔ این سرمایه‌گذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیش‌تر توضیح بدهد.</p><p>گفت «از این نظر مطمئن باش، نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.»</p><p>جولای گذشته شغل‌اش را از دست داده. شرکتی که در آن کار می‌کرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکنان‌اش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بی‌کاری‌اش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت می‌شود و نه پس‌اندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زن‌اش، که ده‌سال از او مسن‌تر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشین‌های‌شان را ــ ماشین زن‌اش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیون‌اش را گرو گذاشته. گفت آن‌قدر تلویزیون را توی بازار سمسارها این‌طرف و آن‌طرف برده که کمردرد گرفته. همه‌جا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگ‌اش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف می‌زد که اگر دل‌ام به درد نیاید، معلوم می‌شود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاع‌ام به هم ریخته است، اما تو می‌توانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»</p><p>گفتم «چه‌قدر؟»</p><p>گفت «پانصد دلار. بیش‌تر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش می‌آید؟ اما می‌خواهم واقع‌بین باشم. پانصد دلار را می‌توانم پس بدهم. اما راست‌اش بیش‌تر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرض‌کردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمی‌کشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلمات‌اش است.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1489</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/ce75afe396ee969d/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فیل - بخش ۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب فیل</strong></h2><p>کتاب <strong>فیل </strong>نوشته <strong>ریموند کارور</strong> که با ترجمه <strong>مصطفی مستور</strong> منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p></p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب فیل</strong></h2><p>قهرمان داستان <strong>فیل</strong>،&nbsp;مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار می‌کند تا برای خانواده‌اش که در استرالیا زندگی می‌کنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشته‌اند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه می‌شوند و او را بیش از پیش فرو می‌برند...</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره ریموند کارور</strong></h2><p><strong>ریموند کارور</strong>، داستان‌نویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پس‌ازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفده‌ساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پس‌ازاینکه در کلاس‌های نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقه‌مند شد و از آنجا بود که رفته‌رفته نوشتن را آغاز کرد.</p><p>واخر دههٔ هفتاد، پس‌ از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، به‌مدت چند سال در دانشگاه‌های مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبی‌اش را به دست آورد و از آن‌ پس دیگر توانست به‌صورت تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش ‌از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاه‌سالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.</p><p></p><h2><strong>بخشی از کتاب فیل</strong></h2><p>می‌دانستم دارم اشتباه می‌کنم که آن پول را به برادرم قرض می‌دهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بده‌کار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمی‌تواند پول خانه‌اش را بپردازد، چه کار می‌توانستم بکنم؟ با این‌که هیچ‌وقت پا در آن خانه نگذاشته‌ام ــ او هزار مایل دور از این‌جا، جائی در کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ من حتی هنوز خانه‌اش را ندیده‌ام اما دل‌ام نمی‌خواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست می‌دهد. گفت که پول‌ام را پس می‌دهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتی‌اش در راه است و به‌زودی آن را وصول می‌کند. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه می‌رسد. دربارهٔ این سرمایه‌گذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیش‌تر توضیح بدهد.</p><p>گفت «از این نظر مطمئن باش، نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.»</p><p>جولای گذشته شغل‌اش را از دست داده. شرکتی که در آن کار می‌کرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکنان‌اش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بی‌کاری‌اش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت می‌شود و نه پس‌اندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زن‌اش، که ده‌سال از او مسن‌تر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشین‌های‌شان را ــ ماشین زن‌اش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیون‌اش را گرو گذاشته. گفت آن‌قدر تلویزیون را توی بازار سمسارها این‌طرف و آن‌طرف برده که کمردرد گرفته. همه‌جا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگ‌اش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف می‌زد که اگر دل‌ام به درد نیاید، معلوم می‌شود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاع‌ام به هم ریخته است، اما تو می‌توانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»</p><p>گفتم «چه‌قدر؟»</p><p>گفت «پانصد دلار. بیش‌تر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش می‌آید؟ اما می‌خواهم واقع‌بین باشم. پانصد دلار را می‌توانم پس بدهم. اما راست‌اش بیش‌تر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرض‌کردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمی‌کشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلمات‌اش است.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/75478517</guid><pubDate>Mon, 05 Oct 2026 15:37:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/77d2a9614d594b3d/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23424939" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب فیلکتاب فیل نوشته ریموند کارور که با ترجمه مصطفی مستور منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب فیل</strong></h2><p>کتاب <strong>فیل </strong>نوشته <strong>ریموند کارور</strong> که با ترجمه <strong>مصطفی مستور</strong> منتشر شده است، جلد سی‌ودوم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p></p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب فیل</strong></h2><p>قهرمان داستان <strong>فیل</strong>،&nbsp;مردی است که به شدت زیر فشار زندگی کمر خم کرده است. او سخت کار می‌کند تا برای خانواده‌اش که در استرالیا زندگی می‌کنند پول بفرستد و زندگی خودش را بگذراند. از طرف دیگر برادرش «بیلی» هم دچار مشکلات مالی شده و طلبکارانش او را تحت فشار گذاشته‌اند. مشکلات مالی همچنان از جهات مختلف اضافه می‌شوند و او را بیش از پیش فرو می‌برند...</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره ریموند کارور</strong></h2><p><strong>ریموند کارور</strong>، داستان‌نویس و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۳۸ به دنیا آمد. او یک سال پس‌ازاینکه دبیرستان را به پایان رساند، با ماریان بورک هفده‌ساله ازدواج کرد و برای گذران زندگی مجبور شد به کارهایی همچون سرایداری و فروشندگی مشغول شود. در سال ۱۹۵۸ پس‌ازاینکه در کلاس‌های نویسندگی دانشگاه ایالتی چیکو (دانشگاه کالیفرنیای کنونی) شرکت کرد، بسیار به نوشتن علاقه‌مند شد و از آنجا بود که رفته‌رفته نوشتن را آغاز کرد.</p><p>واخر دههٔ هفتاد، پس‌ از اینکه موفق شد الکل را کنار بگذارد، به‌مدت چند سال در دانشگاه‌های مختلف آمریکا، ازجمله دانشگاه تگزاس و سراکیوز به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۸۳ اولین جایزهٔ ادبی‌اش را به دست آورد و از آن‌ پس دیگر توانست به‌صورت تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. یک سال پیش ‌از این از همسر اولش جدا شده و با تس گالاگر ازدواج کرده بود؛ شاعری که با او در همایشی ادبی آشنا شده بود. این نویسندهٔ بزرگ سرانجام در پنجاه‌سالگی بر اثر سرطان چشم از جهان فروبست.</p><p></p><h2><strong>بخشی از کتاب فیل</strong></h2><p>می‌دانستم دارم اشتباه می‌کنم که آن پول را به برادرم قرض می‌دهم. لزومی نداشت باز هم کسی را بده‌کار خودم کنم. اما وقتی تلفن زد و گفت نمی‌تواند پول خانه‌اش را بپردازد، چه کار می‌توانستم بکنم؟ با این‌که هیچ‌وقت پا در آن خانه نگذاشته‌ام ــ او هزار مایل دور از این‌جا، جائی در کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ من حتی هنوز خانه‌اش را ندیده‌ام اما دل‌ام نمی‌خواست خانه را از دست بدهد. پشت تلفن گریه کرد و گفت که دارد همه چیزش را از دست می‌دهد. گفت که پول‌ام را پس می‌دهد. فوریه، یا شاید هم زودتر. حداکثر تا ماه مارس. گفت که مطالبات مالیاتی‌اش در راه است و به‌زودی آن را وصول می‌کند. به‌علاوه، سرمایه‌گذاری مختصری هم کرده که در فوریه به نتیجه می‌رسد. دربارهٔ این سرمایه‌گذاری خیلی سربسته حرف زد، به همین خاطر اصرار نکردم که بیش‌تر توضیح بدهد.</p><p>گفت «از این نظر مطمئن باش، نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.»</p><p>جولای گذشته شغل‌اش را از دست داده. شرکتی که در آن کار می‌کرد ــ کارخانهٔ ساخت عایق فایبرگلاس تصمیم گرفت دویست نفر از کارکنان‌اش را اخراج کند. از آن به بعد با مستمری بی‌کاری‌اش زندگی کرده، اما حالا نه مستمری به او پرداخت می‌شود و نه پس‌اندازی برایش باقی مانده. دیگر بیمهٔ درمانی هم ندارد. کارش را که از دست داد، بیمه هم قطع شد. زن‌اش، که ده‌سال از او مسن‌تر است، دیابت دارد و باید معالجه شود. مجبور شده یکی از ماشین‌های‌شان را ــ ماشین زن‌اش را که یک استیشن قدیمی بود ــ بفروشد. هفتهٔ قبل هم تلویزیون‌اش را گرو گذاشته. گفت آن‌قدر تلویزیون را توی بازار سمسارها این‌طرف و آن‌طرف برده که کمردرد گرفته. همه‌جا را زیر پا گذاشته تا به نرخ خوبی تلویزیون را گرو بگذارد. بالاخره یکی حاضر شده صد دلار بابت تلویزیون سونی بزرگ‌اش به او بدهد. از تلویزیون، و بعد هم از کمردردش طوری حرف می‌زد که اگر دل‌ام به درد نیاید، معلوم می‌شود به جای دل، سنگ در سینه دارم. گفت «پاک اوضاع‌ام به هم ریخته است، اما تو می‌توانی مرا از این وضعیت نجات بدهی.»</p><p>گفتم «چه‌قدر؟»</p><p>گفت «پانصد دلار. بیش‌تر هم بدهی چه بهتر، کی از پول بدش می‌آید؟ اما می‌خواهم واقع‌بین باشم. پانصد دلار را می‌توانم پس بدهم. اما راست‌اش بیش‌تر از آن را مطمئن نیستم. داداش، از قرض‌کردن متنفر ام. اما تو آخرین پناه من هستی. با این وضعی که ما داریم چیزی طول نمی‌کشد که من و ایرما جین باید توی خیابان بخوابیم. نمی‌گذارم توی دردسر بیافتی.» همین را گفت. عین کلمات‌اش است.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1465</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/77d2a9614d594b3d/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>من؟ من با همه فرق می‌کنم</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong></h2><p>کتاب<strong> من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong>، نوشته<strong> فردریک پل</strong> که با ترجمه <strong>پرویز شهریاری </strong>منتشر شده است، جلد سی ‌و چهارم مجموعه<strong> تجربه‌های کوتاه</strong> است. </p><p></p><p>بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong></h2><p>داستان درباره مردی است که به جرم قتل دوستش دستگیر شده. دلایل او برای این قتل و اعترافاتش روند داستان را عجیب می‌کند تا جایی که حقایقی را راجع به خودش و آنچه فکر می‌کند که هست، افشا می‌کند.</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره‌ی فردریک پل</strong></h2><p><strong>فردریک پل </strong>در سال ۱۹۱۹ متولد شد. او نویسنده‌ی مشهور آمریکایی بود که به‌عنوان استاد بزرگ داستان های علمی تخیلی شناخته می‌شود.<strong> فردریک پل</strong> در سال ۱۹۷۷ موفق به کسب جایزه ادبی ویکتور هوگو شد و در سال ۲۰۱۷ درگذشت.</p><h2>بخشی از کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</h2><p>من و کونوت سال‌های زیادی با هم دوست بودیم.</p><p>جنگ، جنگ لعنتی، ما را از هم جدا کرد. چندسال بعد از جنگ، دوباره در واشینگتن یک‌دیگر را دیدیم. ولی نوعی بی‌گانگی ما را از هم دور می‌کرد. او راه خودش را پیدا کرده بود. با شدت و به‌سختی روی چیزی کار می‌کرد. ولی به کسی نمی‌گفت چه می‌کند. همه چیز را از من و از دیگران پنهان می‌کرد. البته، من هم به نحوی مشغول بودم. ولی از زمانی که در «تشریح» با افتضاح شکست خوردم، کارهایم هیچ ربطی به دانش نداشت. باید بگویم، از همان روزی که برای نخستین‌بار پا به سالن تشریح گذاشتم، از پزشکی بدم آمد. گمان نکنید از جسد مرده می‌ترسیدم. نه! حقیقت این بود که هیچ چیز جالبی در آن نمی‌دیدم.</p><p>به این ترتیب، نتوانستم یک عنوان دانش‌گاهی به دست آورم. عقیده‌ئی هم به آن نداشتم. یک عنوان علمی و دانش‌گاهی برای پلیس مخفی سنا چه اهمیتی دارد؟</p><p>درواقع، عنوان چه اهمیتی دارد؟ و من از این بابت که صاحب عنوانی نیستم نه خجالت می‌کشم و نه پشیمان ام. به طور کلی، در زندگی نباید از چیزی خجالت کشید. در ضمن، من از شغلی که دارم لذت می‌برم.</p><p>سناتورها در برابر ما پلیس‌ها صریح و بی‌پرده اند. رابطهٔ آن‌ها با ما خوب است. خیلی پیش می‌آید که از خبرهای پشت پرده آگاه می‌شویم.</p><p>خیلی‌ها به ما نیاز دارند: گزارش‌نویسان روزنامه‌ها که در پی شکار خبر تازه هستند؛ سیاست‌بازان و بوروکرات‌ها که می‌توانند، در زمان لازم، از خبری که بابی‌احتیاطی ما به دست آورده‌اند، یک جنجال سیاسی واقعی بسازند...؛ سخن کوتاه، همهٔ آن‌ها که می‌خواهند در جریان خبرهای پشت پرده و دیدگاه‌های نمایندگان سنا قرار گیرند، به ما نیازمند اند.</p><p>لاری کونوت هم یکی از آن‌ها بود. یک روز در خیابان به او برخوردم. بعد از اندکی صحبت‌های معمولی، پرسید:</p><p>«آیا می‌توانی برای مذاکراتِ نزدیکِ مربوط به سیاست خارجی، کارت ورودی برای من تهیه کنی؟»</p><p>و من روز بعد، تلفنی به او اطلاع دادم همه چیز روبه‌راه است.</p><p></p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/75478519</guid><pubDate>Thu, 01 Oct 2026 15:33:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/dcb97536bd011ada/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="22902908" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنمکتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم، نوشته فردریک پل که با ترجمه پرویز شهریاری منتشر شده است، جلد سی ‌و چهارم مجموعه تجربه‌های کوتاه است. بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد،...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<h2><strong>معرفی کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong></h2><p>کتاب<strong> من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong>، نوشته<strong> فردریک پل</strong> که با ترجمه <strong>پرویز شهریاری </strong>منتشر شده است، جلد سی ‌و چهارم مجموعه<strong> تجربه‌های کوتاه</strong> است. </p><p></p><p>بیست سال پیش که مجموعه‌ تجربه‌های کوتاه زیر نظر حسن ملکی برای اولین‌بار منتشر شد، هدفش کمک به عاشقان کتاب بود که فرصت کمی برای مطالعه داشتند. این مجموعه را نشر چشمه دوباره منتشر کرده است.</p><p>بسیاری از ما در زندگی فرصت خواندن یک رمان طولانی را نداریم، یا امکان حمل کتاب را هر روز تا محل کارمان نداریم و کتاب‌ها نیمه‌کاره می‌مانند. راه چاره پناه بردن به کتاب‌های کم‌حجم و کم‌ورقی است که می‌شود آن‌ها را به‌سادگی خواند. کتاب خواندن در یک نشست. بین دو ایستگاه مترو، بین محل کار تا خانه،در مسیر دانشگاه و ... مجموعه‌ی تجربه‌‌های کوتاه بهترین فرصت است برای خواندن در وقت‌های اندک، برای خواندن در ساعت‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ‌کدام از کتاب‌های کتاب‌خانه‌مان را نمی‌توانیم بخوانیم. با مجموعه‌ی تجربه‌های کوتاه شاهکارهای تاریخ ادبیات جهان و تاریخ نمایش جهان در اختیار ما قرار می‌گیرد.</p><p></p><h2><strong>درباره کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</strong></h2><p>داستان درباره مردی است که به جرم قتل دوستش دستگیر شده. دلایل او برای این قتل و اعترافاتش روند داستان را عجیب می‌کند تا جایی که حقایقی را راجع به خودش و آنچه فکر می‌کند که هست، افشا می‌کند.</p><h2>خواندن کتاب‌های مجموعه تجربه‌های کوتاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم</h2><p>اگر فکر می‌کنید فرصت‌تان برای کتاب خواندن کوتاه است اما عطش‌ خواندن و لذت بردن از دنیای کتاب شما را رها نمی‌کند، این مجموعه برای شما نوشته شده است.</p><p></p><h2><strong>درباره‌ی فردریک پل</strong></h2><p><strong>فردریک پل </strong>در سال ۱۹۱۹ متولد شد. او نویسنده‌ی مشهور آمریکایی بود که به‌عنوان استاد بزرگ داستان های علمی تخیلی شناخته می‌شود.<strong> فردریک پل</strong> در سال ۱۹۷۷ موفق به کسب جایزه ادبی ویکتور هوگو شد و در سال ۲۰۱۷ درگذشت.</p><h2>بخشی از کتاب من؟ من با همه فرق می‌کنم</h2><p>من و کونوت سال‌های زیادی با هم دوست بودیم.</p><p>جنگ، جنگ لعنتی، ما را از هم جدا کرد. چندسال بعد از جنگ، دوباره در واشینگتن یک‌دیگر را دیدیم. ولی نوعی بی‌گانگی ما را از هم دور می‌کرد. او راه خودش را پیدا کرده بود. با شدت و به‌سختی روی چیزی کار می‌کرد. ولی به کسی نمی‌گفت چه می‌کند. همه چیز را از من و از دیگران پنهان می‌کرد. البته، من هم به نحوی مشغول بودم. ولی از زمانی که در «تشریح» با افتضاح شکست خوردم، کارهایم هیچ ربطی به دانش نداشت. باید بگویم، از همان روزی که برای نخستین‌بار پا به سالن تشریح گذاشتم، از پزشکی بدم آمد. گمان نکنید از جسد مرده می‌ترسیدم. نه! حقیقت این بود که هیچ چیز جالبی در آن نمی‌دیدم.</p><p>به این ترتیب، نتوانستم یک عنوان دانش‌گاهی به دست آورم. عقیده‌ئی هم به آن نداشتم. یک عنوان علمی و دانش‌گاهی برای پلیس مخفی سنا چه اهمیتی دارد؟</p><p>درواقع، عنوان چه اهمیتی دارد؟ و من از این بابت که صاحب عنوانی نیستم نه خجالت می‌کشم و نه پشیمان ام. به طور کلی، در زندگی نباید از چیزی خجالت کشید. در ضمن، من از شغلی که دارم لذت می‌برم.</p><p>سناتورها در برابر ما پلیس‌ها صریح و بی‌پرده اند. رابطهٔ آن‌ها با ما خوب است. خیلی پیش می‌آید که از خبرهای پشت پرده آگاه می‌شویم.</p><p>خیلی‌ها به ما نیاز دارند: گزارش‌نویسان روزنامه‌ها که در پی شکار خبر تازه هستند؛ سیاست‌بازان و بوروکرات‌ها که می‌توانند، در زمان لازم، از خبری که بابی‌احتیاطی ما به دست آورده‌اند، یک جنجال سیاسی واقعی بسازند...؛ سخن کوتاه، همهٔ آن‌ها که می‌خواهند در جریان خبرهای پشت پرده و دیدگاه‌های نمایندگان سنا قرار گیرند، به ما نیازمند اند.</p><p>لاری کونوت هم یکی از آن‌ها بود. یک روز در خیابان به او برخوردم. بعد از اندکی صحبت‌های معمولی، پرسید:</p><p>«آیا می‌توانی برای مذاکراتِ نزدیکِ مربوط به سیاست خارجی، کارت ورودی برای من تهیه کنی؟»</p><p>و من روز بعد، تلفنی به او اطلاع دادم همه چیز روبه‌راه است.</p><p></p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1432</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/dcb97536bd011ada/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>بره‌ای در پوست گرگ</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>کتاب <strong>«بره‌ای در پوست گرگ»</strong> (به آلمانی: <em>Schaf im Wolfspelz</em>) <strong>داستانی استعاری و جذاب نوشته </strong><a target="_blank" rel="noopener" class="H23r4e" href="https://www.digikala.com/mag/sheep-is-wolf-skin/"><strong><u>رفیق شامی</u></strong></a>، نویسنده نام‌آشنای سوری-آلمانی. </p><p><strong>درباره نویسنده و کتاب</strong></p><ul><li><p><strong>نویسنده:</strong> رفیق شامی (متولد دمشق، ساکن آلمان)</p></li><li><p><strong>مترجم به فارسی:</strong> بیژن شکرریز</p></li><li><p><strong>موضوع کلی:</strong> این داستان کوتاه و خواندنی، روایتی عمیق با لایه‌های طنز و فلسفی است که به موضوع هویت، فریبکاری، قدرت و تبعات پنهان شدن پشت نقاب دیگران می‌پردازد. </p></li></ul><p></p><p><strong>خلاصه داستان</strong></p><p>قهرمان داستان بره‌ای مغرور و سرتق به نام <strong>«هیلو»</strong> است که در میان گله به خودشیفتگی و خودپسندی شهرت دارد. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که چوپان پس از کشتن یک گرگ، برای نشان دادن شجاعت خود، پوست گرگ را از تنش جدا می‌کند و آنجا می‌گذارد. </p><p>هیلو که وسوسه شده است تا با پوشیدن پوست این گرگِ مرده، بقیه گوسفندان گله را بترساند و قدرت‌نمایی کند، وارد پوست گرگ می‌شود. اما این بازیگوشی خطرناک طبق نقشه پیش نمی‌رود؛ او ناخواسته سر از گله واقعی گرگ‌ها درمی‌آورد و مجبور می‌شود برای زنده ماندن و لو نرفتن، رفتارهای آن‌ها را تقلید کند و حتی گوشت بخورد. این تغییر هویت اجباری، هیلو را درگیر ماجراهای عجیب، ترسناک و غیرمنتظره‌ای می‌کند. </p><p>می‌توانید نسخه صوتی یا متنی این کتاب را از پلتفرم‌هایی مانند <a target="_blank" rel="noopener" class="H23r4e" href="https://taaghche.com/book/79599/%D8%A8%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%DA%AF"><strong><u>طاقچه</u></strong></a> تهیه و مطالعه کنید.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/74995003</guid><pubDate>Mon, 14 Sep 2026 16:53:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/be50693d7579bbfa/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="44306459" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>کتاب «بره‌ای در پوست گرگ» (به آلمانی: Schaf im Wolfspelz ) داستانی استعاری و جذاب نوشته رفیق شامی ، نویسنده نام‌آشنای سوری-آلمانی. درباره نویسنده و کتاب نویسنده: رفیق شامی (متولد دمشق، ساکن آلمان) مترجم به فارسی: بیژن شکرریز موضوع کلی: این داستان...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>کتاب <strong>«بره‌ای در پوست گرگ»</strong> (به آلمانی: <em>Schaf im Wolfspelz</em>) <strong>داستانی استعاری و جذاب نوشته </strong><a target="_blank" rel="noopener" class="H23r4e" href="https://www.digikala.com/mag/sheep-is-wolf-skin/"><strong><u>رفیق شامی</u></strong></a>، نویسنده نام‌آشنای سوری-آلمانی. </p><p><strong>درباره نویسنده و کتاب</strong></p><ul><li><p><strong>نویسنده:</strong> رفیق شامی (متولد دمشق، ساکن آلمان)</p></li><li><p><strong>مترجم به فارسی:</strong> بیژن شکرریز</p></li><li><p><strong>موضوع کلی:</strong> این داستان کوتاه و خواندنی، روایتی عمیق با لایه‌های طنز و فلسفی است که به موضوع هویت، فریبکاری، قدرت و تبعات پنهان شدن پشت نقاب دیگران می‌پردازد. </p></li></ul><p></p><p><strong>خلاصه داستان</strong></p><p>قهرمان داستان بره‌ای مغرور و سرتق به نام <strong>«هیلو»</strong> است که در میان گله به خودشیفتگی و خودپسندی شهرت دارد. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که چوپان پس از کشتن یک گرگ، برای نشان دادن شجاعت خود، پوست گرگ را از تنش جدا می‌کند و آنجا می‌گذارد. </p><p>هیلو که وسوسه شده است تا با پوشیدن پوست این گرگِ مرده، بقیه گوسفندان گله را بترساند و قدرت‌نمایی کند، وارد پوست گرگ می‌شود. اما این بازیگوشی خطرناک طبق نقشه پیش نمی‌رود؛ او ناخواسته سر از گله واقعی گرگ‌ها درمی‌آورد و مجبور می‌شود برای زنده ماندن و لو نرفتن، رفتارهای آن‌ها را تقلید کند و حتی گوشت بخورد. این تغییر هویت اجباری، هیلو را درگیر ماجراهای عجیب، ترسناک و غیرمنتظره‌ای می‌کند. </p><p>می‌توانید نسخه صوتی یا متنی این کتاب را از پلتفرم‌هایی مانند <a target="_blank" rel="noopener" class="H23r4e" href="https://taaghche.com/book/79599/%D8%A8%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%DA%AF"><strong><u>طاقچه</u></strong></a> تهیه و مطالعه کنید.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>2770</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/be50693d7579bbfa/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۶</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است. کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود. بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود. مشخصات کتاب  نام کتاب: قصه‌های بابام موضوع: رمان ،  داستان خارج ی نویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌ مترجم: احمد شاملو انتشارات:  انتشارات نگاه سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com<br /><br />برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br />info@NewshaCast.com]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/74763322</guid><pubDate>Mon, 31 Aug 2026 07:50:35 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/d7817f1d6f1ac4ec/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="36117385" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است. کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است. کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به‌شمارمی‌رود. بخشی از داستان یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این‌که کلمه‌یی با کسی حرف بزند رفت ماهی‌گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این‌که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه‌اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی‌گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می‌شد و می‌رفت و غیبت‌اش سه چهار روز طول می‌کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می‌کرد لب رودخانه «باری‌ئر» بود. و طول غیبت‌اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی‌اش. باباجانم عاشق بی‌قرار و دیوانه ماهی‌گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان‌جا دم رودخانه دود و دمی به راه می‌انداخت و ماهی‌ها را کباب می‌کرد... عقیده‌اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن‌ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه‌قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود. مشخصات کتاب  نام کتاب: قصه‌های بابام موضوع: رمان ،  داستان خارج ی نویسنده: ارس‍ک‍ی‍ن‌ ک‍ال‍دول‌ مترجم: احمد شاملو انتشارات:  انتشارات نگاه سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com<br /><br />برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br />info@NewshaCast.com]]></itunes:summary><itunes:duration>2258</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/d7817f1d6f1ac4ec/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۵</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p><strong>معرفی کتاب قصه&zwnj;های بابام</strong></p> <p>&laquo;قصه&zwnj;های بابام&raquo; نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده&zwnj;است.<br><br>کالدول از پیشروان پرداختن به درون&zwnj;مایه&zwnj;های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به&zwnj;ویژه در ایالت&zwnj;های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به&zwnj;شمارمی&zwnj;رود.<br><br><strong>بخشی از داستان </strong><br>یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این&zwnj;که کلمه&zwnj;یی با کسی حرف بزند رفت ماهی&zwnj;گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این&zwnj;که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه&zwnj;اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی&zwnj;گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می&zwnj;شد و می&zwnj;رفت و غیبت&zwnj;اش سه چهار روز طول می&zwnj;کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می&zwnj;کرد لب رودخانه &laquo;باری&zwnj;ئر&raquo; بود. و طول غیبت&zwnj;اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی&zwnj;اش. باباجانم عاشق بی&zwnj;قرار و دیوانه ماهی&zwnj;گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان&zwnj;جا دم رودخانه دود و دمی به راه می&zwnj;انداخت و ماهی&zwnj;ها را کباب می&zwnj;کرد... عقیده&zwnj;اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن&zwnj;ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه&zwnj;قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.<br><br><br><br><strong>مشخصات کتاب</strong><br>&nbsp;نام کتاب: قصه&zwnj;های بابام<br>موضوع: <a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86">رمان</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارج</a>ی<br>نویسنده: <a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84">ارس&zwj;ک&zwj;ی&zwj;ن&zwnj; ک&zwj;ال&zwj;دول&zwnj;</a><br>مترجم: <a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88">احمد</a><a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88"> شاملو</a><br>انتشارات:&nbsp;<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87">انتشارات نگاه</a><br>سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹<br><br><br><br>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br>info@NewshaCast.com<br><br>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/74766150</guid><pubDate>Sat, 15 Aug 2026 11:03:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/f9f727abda771c63/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="61092953" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام «قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.

کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p><strong>معرفی کتاب قصه&zwnj;های بابام</strong></p> <p>&laquo;قصه&zwnj;های بابام&raquo; نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده&zwnj;است.<br><br>کالدول از پیشروان پرداختن به درون&zwnj;مایه&zwnj;های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به&zwnj;ویژه در ایالت&zwnj;های جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا به&zwnj;شمارمی&zwnj;رود.<br><br><strong>بخشی از داستان </strong><br>یک روز صبح، بابام خیلی زودتر از همیشه قبل از طلوع آفتاب بلند شد و بدون این&zwnj;که کلمه&zwnj;یی با کسی حرف بزند رفت ماهی&zwnj;گیری. بابام دوست داشت که بعض روزها، صبح پیش از این&zwnj;که مامانم تو خانه رفت وآمدِ روزانه&zwnj;اش را شروع کند این شکلی جیم شود و به ماهی&zwnj;گیری برود. باری... گاهی بابام به این ترتیب از خانه جیم می&zwnj;شد و می&zwnj;رفت و غیبت&zwnj;اش سه چهار روز طول می&zwnj;کشید. محلی که باباجانم در این مدت اُطراق می&zwnj;کرد لب رودخانه &laquo;باری&zwnj;ئر&raquo; بود. و طول غیبت&zwnj;اش هم بستگی داشت به مقدار صید ماهی&zwnj;اش. باباجانم عاشق بی&zwnj;قرار و دیوانه ماهی&zwnj;گیری بود. از عادات باباجانم یکی هم این بود که همان&zwnj;جا دم رودخانه دود و دمی به راه می&zwnj;انداخت و ماهی&zwnj;ها را کباب می&zwnj;کرد... عقیده&zwnj;اش این بود که ماهی را از لب رودخانه نباید به خانه برد، چون زن&zwnj;ها تا دنیا دنیاست نخواهند فهمید که چه&zwnj;قدر آرد ذرت باید به قطعات ماهی بزنند تا لذیذ بشود.<br><br><br><br><strong>مشخصات کتاب</strong><br>&nbsp;نام کتاب: قصه&zwnj;های بابام<br>موضوع: <a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86">رمان</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارج</a>ی<br>نویسنده: <a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84">ارس&zwj;ک&zwj;ی&zwj;ن&zwnj; ک&zwj;ال&zwj;دول&zwnj;</a><br>مترجم: <a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88">احمد</a><a href="https://taaghche.com/author/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88"> شاملو</a><br>انتشارات:&nbsp;<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87">انتشارات نگاه</a><br>سال انتشار نسخه فیزیکی: ۱۳۸۹<br><br><br><br>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br>info@NewshaCast.com<br><br>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:<br>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>3819</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/f9f727abda771c63/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۴</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi35jlmx0019if04a97ym4ds</guid><pubDate>Tue, 04 Aug 2026 11:58:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/dd880c18dbf3e61f/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="70452313" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.

کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>4404</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/dd880c18dbf3e61f/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۳</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi35jski001dif04c9ghj5lq</guid><pubDate>Thu, 23 Jul 2026 11:58:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/caca2e4d0ace91a8/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="49992376" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام

«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.

کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>3125</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/caca2e4d0ace91a8/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi35kanl001pif04ccusio03</guid><pubDate>Wed, 22 Jul 2026 11:58:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/3b929ddf1578de4a/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="46247461" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.

کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>2891</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/3b929ddf1578de4a/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>قصه‌های بابام - بخش ۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi35juvb001hif04o5bz2oru</guid><pubDate>Tue, 14 Jul 2026 11:58:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/feac92f93b7b7e22/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23216557" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب قصه‌های بابام«قصه‌های بابام» نام اثری از نویسنده آمریکایی، ارسکین کالدول (۱۹۸۷-۱۹۰۳) است که احمد شاملو (۱۳۷۹-۱۳۰۴) آن را ترجمه کرده‌است.

کالدول از پیشروان پرداختن به درون‌مایه‌های اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1449</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/feac92f93b7b7e22/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۳ (پایان)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72826685</guid><pubDate>Mon, 13 Jul 2026 14:30:05 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/28322f55e1eabf98/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="11913696" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>273</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/28322f55e1eabf98/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72826684</guid><pubDate>Fri, 10 Jul 2026 14:30:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/7f19fb4526ae53da/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="58752381" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1445</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/7f19fb4526ae53da/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>شباهت جعبه ویولن با تابوت - بخش ۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72826682</guid><pubDate>Mon, 06 Jul 2026 14:30:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/2f5a225cce949ce1/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="64877853" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب صوتی شباهت جعبه ویولن با تابوتکتاب صوتی «شباهت جعبه ویولن با تابوت» نوشته تنسی ویلیامز( ۱۹۸۳- ۱۹۱۱)، نویسنده امریکایی برنده پولیتزر است. "تنسی ویلیامز" در این داستان دوره بلوغ و تاثیر آن در ادامه زندگی را دستمایه قرار داده است. داستان از...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1598</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/2f5a225cce949ce1/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>دو ولگرد - بخش ۴ (پایان)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72664409</guid><pubDate>Thu, 02 Jul 2026 14:40:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/07e51489e84bc78b/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="39389308" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.
در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>2462</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/07e51489e84bc78b/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>دو ولگرد - بخش ۳</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72664408</guid><pubDate>Mon, 29 Jun 2026 14:40:03 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/6a524167b2d5ffcd/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="21898552" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.
در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1369</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/6a524167b2d5ffcd/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>دو ولگرد - بخش ۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72664196</guid><pubDate>Fri, 26 Jun 2026 14:40:04 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/bc62ae2070557d3b/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23635590" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.
در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1478</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/bc62ae2070557d3b/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>دو ولگرد - بخش ۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72663849</guid><pubDate>Wed, 24 Jun 2026 14:35:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/08159585060aca87/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="30251466" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب دو ولگرد

«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.
در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «پانسیون» می‌خوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1891</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/08159585060aca87/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۶  (پایان)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72522400</guid><pubDate>Mon, 22 Jun 2026 14:20:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/0db33552e2dbb3a2/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="8465344" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۶ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>530</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/0db33552e2dbb3a2/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۵ </title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72522372</guid><pubDate>Fri, 19 Jun 2026 14:20:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/58f8d01d4b77c701/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="45185148" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۵ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>2825</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/58f8d01d4b77c701/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۴ </title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72522361</guid><pubDate>Wed, 17 Jun 2026 14:20:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/e92aca373e11c794/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="26465174" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۴ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1655</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/e92aca373e11c794/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۳ </title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72522347</guid><pubDate>Mon, 15 Jun 2026 14:15:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/446efebc40d9072d/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="22513370" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۳ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1408</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/446efebc40d9072d/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۲ </title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72495504</guid><pubDate>Fri, 12 Jun 2026 14:05:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/e77d5f6cd9b0720b/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="14833370" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۲ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>928</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/e77d5f6cd9b0720b/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۱ </title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72419478</guid><pubDate>Wed, 10 Jun 2026 14:55:02 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/3266b9f6a90c3656/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="21521553" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۱ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1346</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/3266b9f6a90c3656/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۱۰</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۱۰</strong></p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72365637</guid><pubDate>Mon, 08 Jun 2026 14:43:43 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/02489dd2e42681f7/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="25793514" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۱۰ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۱۰</strong></p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1613</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/02489dd2e42681f7/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۹</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۹</strong></p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72284438</guid><pubDate>Tue, 02 Jun 2026 14:34:01 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/a256899ce5bd30e4/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23905174" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۹ 
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۹</strong></p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1495</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/a256899ce5bd30e4/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۸</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۸</strong></p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">https://api.spreaker.com/episode/72215831</guid><pubDate>Thu, 28 May 2026 21:40:39 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/dd236e93addd0b25/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="12961299" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۸  
 معرفی کتاب فرزند پنجم
فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.  

درباره...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p><strong>فرزند پنجم بخش ۸</strong></p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>معرفی کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر&nbsp;<strong>دوریس لسینگ</strong>، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده&zwnj;اش را زیر و رو می&zwnj;کند.&nbsp;<strong>لسینگ</strong>&nbsp;در سال ۲۰۰۷ جایزه&zwnj;ی نوبل ادبیات را بدست آورد.</p> <p><strong>&nbsp;</strong></p> <p><strong>درباره کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>داستان کتاب<strong>&nbsp;فرزند پنجم&nbsp;</strong>در انگلستان دهه&zwnj;ی شصت می&zwnj;گذرد.&nbsp;ازدواج هریت و دیوید به علت اختلاف طبقاتی و فرهنگی با دشواری&zwnj;های زیادی همراه شد، با این حال این ازدواج انجام شد. آنها خوشبختی را در داشتن خانه&zwnj;ای بزرگ و فرزندان زیاد و دادن مهمانی&zwnj;های بزرگ می&zwnj;دانستند و در مدت&zwnj;زمانی کوتاه صاحب چهار فرزند شدند. مدتی بعد از تولد فرزند چهارم، هریت،&nbsp;<strong>فرزند پنجم</strong>&nbsp;را باردار شد؛ پسری که از دوران جنینی عجیب به نظر می&zwnj;رسید و با تولد او، خانواده هریت با بحرانی عجیب و دشوار روبه&zwnj;رو شد. این پسر با تمام بچه&zwnj;ها فرق داشت. انگار از دنیایی دیگر آمده بود.&nbsp;</p> <p>&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>در این کتاب از بی&zwnj;نظمی و آشوبی حرف می&zwnj;زند که از خانواده به جهان سرایت می&zwnj;کند.&nbsp;</p> <p>&nbsp;داستان فصلبندی ندارد.&nbsp;حتی فاصله زمانی داستان با یکی دو سطر مثلا لحاظ نشده و این جزو سبک کار نویسنده است.&nbsp;به صفحات آخر که برسید، حس می&zwnj;کنید داستان می&zwnj;توانسته ادامه داشته باشد. گویا نویسنده نیز این نکته را دریافته و در سال ۲۰۰۰ میلادی دنباله&zwnj;ای به نام&nbsp;<strong>بِن در جهان</strong>&nbsp;بر آن نوشته است.</p> <p>خواندن کتاب فرزند پنجم را به چه کسانی پیشنهاد می&zwnj;کنیم</p> <p>علاقه&zwnj;مندان به ادبیات داستانی به ویژه داستان&zwnj;هایی با موضوعات عاطفی و اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت می&zwnj;کنیم.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره دوریس لسینگ</strong></p> <p><strong>دوریس می لسینگ</strong>، ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر او کارمند بانک شاهنشاهی ایران بود و مادرش پرستار بود. آن&zwnj;ها به زیمباوه مهاجرت کردند و در زمینی زراعی مشغول کاشت ذرت شدند. هرچند تلاش&zwnj;هایشان ناموفق بود و ثروتی عایدشان نشد.&nbsp;<strong>دوریس&nbsp;</strong>در پانزده سالگی به عنوان پرستار بچه مشغول کار شد.&nbsp;</p> <p>او مقاله&zwnj;های سیاسی و اجتماعی که کارفرمایش در اختیارش قرار می&zwnj;داد مطالعه می&zwnj;کرد. همان دوران به نوشتن روی آورد. در سال ۱۹۳۷&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>به سالزبری (شهری در جنوب انگلیس) نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی با نخستین همسرش فرانک ویزدم ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد. بعد از طلاق از او،&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>عضو باشگاه کتاب چپ، یک باشگاه کتاب سوسیالیستی شد و در این&zwnj;جا بود که با همسر دومش، گوتفرید&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>آشنا شد. آن&zwnj;ها خیلی زود با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. این ازدواج هم کمی بعد به طلاق منجر شد. آثار&nbsp;<strong>لسینگ&nbsp;</strong>سه دوره&zwnj;ی خاص دارند. در دوره&zwnj;ی اول، نوشته&zwnj;هایش مضمون کمونیستی دارد. کمی بعد که او ضد کمونیست شد، مضمون آثارش به روانشناسانه و صوفیانه تغییر کرد.&nbsp;<strong>دوریس لسینگ&nbsp;</strong>رمان&zwnj;های بسیاری نوشت. کتاب علف&zwnj;ها آواز می&zwnj;خوانند و دفترچه طلایی مشهورترین آثار او هستند.</p> <p><strong>دوریس لسینگ</strong>، روز یکشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>درباره مهدی غبرایی</strong></p> <p><strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده&zwnj;ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به&zwnj;طور حرفه&zwnj;ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند.&nbsp;<strong>مهدی غبرایی</strong>&nbsp;تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.</p> <p>&nbsp;</p> <p><strong>&nbsp;بخشی از کتاب فرزند پنجم</strong></p> <p>برای زندگی دلخواهشان خانه مناسب در لندن پیدا نمی&zwnj;شد. به&zwnj;هرحال چندان اطمینان نداشتند که لندن برایشان اولویت داشته باشدــ نه، نداشت، ترجیح می&zwnj;دادند در شهر کی به سر برند با محیطی خاص خود. آخر هفته را صرف گشتن در شهرک&zwnj;های دور و بَر لندن کردند که فاصله زیادی با آن نداشته باشد و طولی نکشید که خانه&zwnj;ای بزرگ و ویکتوریایی در باغی پر علف پیدا کردند. عالی! اما خانه&zwnj;ای سه اشکوبه، با زیرشیروانی، پر از اتاق و راهرو و پاگرد... در حقیقت پر از فضا برای بچه&zwnj;ها، برای یک زوج جوان مسخره به نظر می&zwnj;رسید.</p> <p>ولی دلشان می&zwnj;خواست بچه زیاد داشته باشند. چون برای آینده بلندپروازی زیادی داشتند، هر دو بی&zwnj;پروا گفتند بچه&zwnj;های زیاد عین خیالشان نیست. دیوید گفت: &laquo;حتی چهار یا پنج&zwnj;تا.... یا شش تا.&raquo; هریت گفت: &laquo;یا شش&zwnj;تا!&raquo; و آنقدر خندید که از خوشحالی اشکش درآمد. خندیدند و هِرّه و کرّه&zwnj;کنان غرق شادی شدند، چون اینجا هم آن چیزی بود که انتظار داشتند و هم آماده بودند رد و قبولش را بپذیرند و معلوم شد که هیچ یک اصلا خطری ندارد. اما در عین اینکه هریت می&zwnj;توانست به دیوید و دیوید به هریت بگوید &laquo;دست&zwnj;کم شش بچه&raquo; نمی&zwnj;توانستند همین را به دیگران بگویند. حتی با حقوق مکفی دیوید و هریت، رهن این خانه دور از دسترس بود. اما به هر نحو بود از عهده برآمدند. قرار گذاشتند هریت دو سال دوشادوش دیوید کار کند و روزانه همراهش به لندن برود و بیاید و بعد...</p> <p>بعدازظهر روزی که خانه مال آنها شد، دست در دست در هشتی کوچک ایستادند و پرنده&zwnj;ها دوروبرشان در باغ که شاخه&zwnj;های درختانش هنوز سیاه بود و از باران سرد اول بهار برق می&zwnj;زد، آواز می&zwnj;خواندند. در ورودی را باز کردند و همچنان که قلبشان از شادی در سینه می&zwnj;تپید، در اتاقی بزرگ روبروی پله&zwnj;های عریض ایستادند</p> <p>&nbsp;</p><hr> <p>برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:</p> <p>info@NewshaCast.com</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>808</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/dd236e93addd0b25/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۷</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7svg002nla04lyaq0k7f</guid><pubDate>Mon, 25 May 2026 05:41:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/2458b9904e4077e0/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="21153882" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۷ معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1320</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/2458b9904e4077e0/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۶</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7pfn002jla04cs2zyy3s</guid><pubDate>Fri, 22 May 2026 04:41:53 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/50a105b3d763835f/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="20321726" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۶ معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1268</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/50a105b3d763835f/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم - بخش ۵</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7cfa0027la045k4gtpix</guid><pubDate>Tue, 19 May 2026 03:41:53 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/6b57402e06c6f28a/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="26289765" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۵ معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1641</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/6b57402e06c6f28a/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم -بخش ۴</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7cem0023la04x8qfkeez</guid><pubDate>Fri, 15 May 2026 14:00:53 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/96d2b2a2ffa21790/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="19265376" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش ۴ معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1202</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/96d2b2a2ffa21790/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم بخش ۳</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7e4r002bla04towu5e2n</guid><pubDate>Mon, 11 May 2026 00:41:53 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/bf9f5e9224d8f907/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="27824927" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش 3 معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1737</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/bf9f5e9224d8f907/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم بخش ۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7apx001zla04qxbcytbu</guid><pubDate>Thu, 07 May 2026 23:41:53 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/1231eba92dc33108/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="21217244" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش 2 معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1324</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/1231eba92dc33108/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>فرزند پنجم بخش ۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0r7apn001xla04by98ceqd</guid><pubDate>Tue, 05 May 2026 14:25:59 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/8d7b8c972397a96f/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="24049336" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>فرزند پنجم بخش 1   معرفی کتاب فرزند پنجم فرزند پنجم یکی از پنج اثر برتر دوریس لسینگ، به انتخاب گاردین است که داستان تولد پسری عجیب به اسم بن است که زندگی خانواده‌اش را زیر و رو می‌کند. لسینگ در سال ۲۰۰۷ جایزه‌ی نوبل ادبیات را بدست آورد.   درباره کتاب...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1501</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/8d7b8c972397a96f/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>سفر بخیر آقای رئیس جمهور (۳)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0rvkwt003rla04yv90rpau</guid><pubDate>Sun, 03 May 2026 14:25:20 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/f03825b89dd30cec/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="20774400" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>سفر بخیر آقای رئیس جمهور بخش سوم   در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب به نام «فقط آمدم که تلفن کنم» می‌خوانیم: «او دختری بیست و هفت ساله، اهل مکزیک، زیبا و با فکر بود. چند سال پیش به عنوان یک خواننده در یک سالن موسیقی کار می‌کرد که از بابت آن اندک...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1295</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/f03825b89dd30cec/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>سفر بخیر آقای رئیس جمهور (۲)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0rw14i003zla04lmaoyf4p</guid><pubDate>Fri, 01 May 2026 14:00:20 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/30657d5e560fbe4b/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23229074" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>سفر بخیر آقای رئیس جمهور بخش دوم   در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب به نام «فقط آمدم که تلفن کنم» می‌خوانیم: «او دختری بیست و هفت ساله، اهل مکزیک، زیبا و با فکر بود. چند سال پیش به عنوان یک خواننده در یک سالن موسیقی کار می‌کرد که از بابت آن اندک...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1448</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/30657d5e560fbe4b/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>سفر بخیر آقای رئیس جمهور (۱)</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description></description><guid isPermaLink="false">cmi0rvky3003vla04xnp962tc</guid><pubDate>Wed, 29 Apr 2026 14:00:20 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/0ca6f13a8cad4cbd/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="23346521" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>سفر بخیر آقای رئیس جمهور بخش اول در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب به نام «فقط آمدم که تلفن کنم» می‌خوانیم: «او دختری بیست و هفت ساله، اهل مکزیک، زیبا و با فکر بود. چند سال پیش به عنوان یک خواننده در یک سالن موسیقی کار می‌کرد که از بابت آن اندک...</itunes:subtitle><itunes:summary></itunes:summary><itunes:duration>1456</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/0ca6f13a8cad4cbd/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>کتاب صوتی | برف خاموش، برف مرموز - بخش۲</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>&laquo;خاموش، برف مرموز&raquo; اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان&zwnj;ها، نمایش&zwnj;نامه&zwnj;ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا &laquo;شلی&raquo; را برای آثارش بدست آورده است. &laquo;زمین پیروز&raquo;، &laquo;گورستان گل سرخ&raquo; و &laquo;در باغ&zwnj;های محزون&raquo; و مجموعه داستان &laquo;برف آرام، راز برف&raquo; از آثار این نویسنده&zwnj;&zwnj;اند.</p> <p>&laquo;برف خاموش، برف مرموز&raquo; ، روایتگر دنیای ساکت، خاص و درونی پسربچه&zwnj;ای است که کم&zwnj;کم از زندگی واقعی، خانواده و همکلاسی&zwnj;هایش فاصله می&zwnj;گیرد و در حجمی سفید و ساکت و مرموز سیر می&zwnj;کند. فضایی که به دلیل از دست دادن حس شنوایی&zwnj;اش در او ایجاد شده است.</p> <p>داستان در دو دنیای متفاوت روایت می&zwnj;شود. دنیای واقعی و دنیای ذهنی پسربچه که گوینده در این اثر، با لحن خود به زیبایی این دو فضا را از یکدیگر جدا کرده است: &laquo;احساس می&zwnj;کرد پرده&zwnj;یی نامرئی از برف بین او و دنیا قرار گرفته. اگر هم&zwnj;چو چیزی را خواب ندیده آخر وقتی آدم بیدار است چه طور می&zwnj;شود خواب ببیند؟ پس چه توضیح دیگری داشت؟ به هر حال، این توهم آن&zwnj;قدر زنده بوده که روی تمام اعمال و رفتارش تاثیر گذاشته بوده. الان یادش نمی&zwnj;آمد که صبح اول بود یا صبح دوم یا شاید هم صبح سوم؟ که مادرش متوجه حالاتی غیرعادی در رفتار او شده بود. مادرش سر میز صبحانه گفته بود &laquo;آخه، عزیز من، تو چه&zwnj;ت شده؟ انگار اصلا گوش&zwnj;ات به مانیست...&raquo; از آن به بعد چند دفعه این اتفاق افتاده بود نمی&zwnj;دانست!&raquo;</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">کنراد آیک</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">ن</a>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C">حسن ملکی</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA">بهناز بستاندوست</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">فانتزی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">عاشقانه</a></p> <p>&nbsp;</p> <p>این کتاب در دو بخش منتشر شده است.بخش۱ این کتاب در اپیزود پیشتر کتابخانه صوتی راتا منتشر شده است..</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">b4fad229-faf1-49ee-855b-b3ae01405e13</guid><pubDate>Wed, 15 Apr 2026 06:00:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/acc99c8ce2860438/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="22782626" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>«خاموش، برف مرموز» اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان‌ها، نمایش‌نامه‌ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا «شلی» را برای آثارش بدست آورده است. «زمین پیروز»، «گورستان گل سرخ» و «در...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>&laquo;خاموش، برف مرموز&raquo; اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان&zwnj;ها، نمایش&zwnj;نامه&zwnj;ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا &laquo;شلی&raquo; را برای آثارش بدست آورده است. &laquo;زمین پیروز&raquo;، &laquo;گورستان گل سرخ&raquo; و &laquo;در باغ&zwnj;های محزون&raquo; و مجموعه داستان &laquo;برف آرام، راز برف&raquo; از آثار این نویسنده&zwnj;&zwnj;اند.</p> <p>&laquo;برف خاموش، برف مرموز&raquo; ، روایتگر دنیای ساکت، خاص و درونی پسربچه&zwnj;ای است که کم&zwnj;کم از زندگی واقعی، خانواده و همکلاسی&zwnj;هایش فاصله می&zwnj;گیرد و در حجمی سفید و ساکت و مرموز سیر می&zwnj;کند. فضایی که به دلیل از دست دادن حس شنوایی&zwnj;اش در او ایجاد شده است.</p> <p>داستان در دو دنیای متفاوت روایت می&zwnj;شود. دنیای واقعی و دنیای ذهنی پسربچه که گوینده در این اثر، با لحن خود به زیبایی این دو فضا را از یکدیگر جدا کرده است: &laquo;احساس می&zwnj;کرد پرده&zwnj;یی نامرئی از برف بین او و دنیا قرار گرفته. اگر هم&zwnj;چو چیزی را خواب ندیده آخر وقتی آدم بیدار است چه طور می&zwnj;شود خواب ببیند؟ پس چه توضیح دیگری داشت؟ به هر حال، این توهم آن&zwnj;قدر زنده بوده که روی تمام اعمال و رفتارش تاثیر گذاشته بوده. الان یادش نمی&zwnj;آمد که صبح اول بود یا صبح دوم یا شاید هم صبح سوم؟ که مادرش متوجه حالاتی غیرعادی در رفتار او شده بود. مادرش سر میز صبحانه گفته بود &laquo;آخه، عزیز من، تو چه&zwnj;ت شده؟ انگار اصلا گوش&zwnj;ات به مانیست...&raquo; از آن به بعد چند دفعه این اتفاق افتاده بود نمی&zwnj;دانست!&raquo;</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">کنراد آیک</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">ن</a>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C">حسن ملکی</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA">بهناز بستاندوست</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">فانتزی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">عاشقانه</a></p> <p>&nbsp;</p> <p>این کتاب در دو بخش منتشر شده است.بخش۱ این کتاب در اپیزود پیشتر کتابخانه صوتی راتا منتشر شده است..</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1422</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/acc99c8ce2860438/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>کتاب صوتی | برف خاموش، برف مرموز - بخش۱</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>&laquo;خاموش، برف مرموز&raquo; اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان&zwnj;ها، نمایش&zwnj;نامه&zwnj;ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا &laquo;شلی&raquo; را برای آثارش بدست آورده است. &laquo;زمین پیروز&raquo;، &laquo;گورستان گل سرخ&raquo; و &laquo;در باغ&zwnj;های محزون&raquo; و مجموعه داستان &laquo;برف آرام، راز برف&raquo; از آثار این نویسنده&zwnj;&zwnj;اند.</p> <p>&laquo;برف خاموش، برف مرموز&raquo; ، روایتگر دنیای ساکت، خاص و درونی پسربچه&zwnj;ای است که کم&zwnj;کم از زندگی واقعی، خانواده و همکلاسی&zwnj;هایش فاصله می&zwnj;گیرد و در حجمی سفید و ساکت و مرموز سیر می&zwnj;کند. فضایی که به دلیل از دست دادن حس شنوایی&zwnj;اش در او ایجاد شده است.</p> <p>داستان در دو دنیای متفاوت روایت می&zwnj;شود. دنیای واقعی و دنیای ذهنی پسربچه که گوینده در این اثر، با لحن خود به زیبایی این دو فضا را از یکدیگر جدا کرده است: &laquo;احساس می&zwnj;کرد پرده&zwnj;یی نامرئی از برف بین او و دنیا قرار گرفته. اگر هم&zwnj;چو چیزی را خواب ندیده آخر وقتی آدم بیدار است چه طور می&zwnj;شود خواب ببیند؟ پس چه توضیح دیگری داشت؟ به هر حال، این توهم آن&zwnj;قدر زنده بوده که روی تمام اعمال و رفتارش تاثیر گذاشته بوده. الان یادش نمی&zwnj;آمد که صبح اول بود یا صبح دوم یا شاید هم صبح سوم؟ که مادرش متوجه حالاتی غیرعادی در رفتار او شده بود. مادرش سر میز صبحانه گفته بود &laquo;آخه، عزیز من، تو چه&zwnj;ت شده؟ انگار اصلا گوش&zwnj;ات به مانیست...&raquo; از آن به بعد چند دفعه این اتفاق افتاده بود نمی&zwnj;دانست!&raquo;</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">کنراد آیک</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">ن</a>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C">حسن ملکی</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA">بهناز بستاندوست</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">فانتزی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">عاشقانه</a></p> <p>&nbsp;</p> <p>این کتاب در دو بخش منتشر می&zwnj;شود. بخش۲ این کتاب ۳ روز بعدتر منتشر خواهد شد.</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">f2df670f-dfed-4ad8-a9a9-b3ae013ebcc8</guid><pubDate>Thu, 11 Dec 2025 06:00:00 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/cc1c428f30cccc40/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="36366048" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>«خاموش، برف مرموز» اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان‌ها، نمایش‌نامه‌ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا «شلی» را برای آثارش بدست آورده است. «زمین پیروز»، «گورستان گل سرخ» و «در...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>&laquo;خاموش، برف مرموز&raquo; اثر کنراد ایکن، نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر ۱۹۴۳ است. ایکن، داستان&zwnj;ها، نمایش&zwnj;نامه&zwnj;ها و اشعار بسیاری دارد و جوایز بسیاری همچون جایزه انجمن شعر آمریکا &laquo;شلی&raquo; را برای آثارش بدست آورده است. &laquo;زمین پیروز&raquo;، &laquo;گورستان گل سرخ&raquo; و &laquo;در باغ&zwnj;های محزون&raquo; و مجموعه داستان &laquo;برف آرام، راز برف&raquo; از آثار این نویسنده&zwnj;&zwnj;اند.</p> <p>&laquo;برف خاموش، برف مرموز&raquo; ، روایتگر دنیای ساکت، خاص و درونی پسربچه&zwnj;ای است که کم&zwnj;کم از زندگی واقعی، خانواده و همکلاسی&zwnj;هایش فاصله می&zwnj;گیرد و در حجمی سفید و ساکت و مرموز سیر می&zwnj;کند. فضایی که به دلیل از دست دادن حس شنوایی&zwnj;اش در او ایجاد شده است.</p> <p>داستان در دو دنیای متفاوت روایت می&zwnj;شود. دنیای واقعی و دنیای ذهنی پسربچه که گوینده در این اثر، با لحن خود به زیبایی این دو فضا را از یکدیگر جدا کرده است: &laquo;احساس می&zwnj;کرد پرده&zwnj;یی نامرئی از برف بین او و دنیا قرار گرفته. اگر هم&zwnj;چو چیزی را خواب ندیده آخر وقتی آدم بیدار است چه طور می&zwnj;شود خواب ببیند؟ پس چه توضیح دیگری داشت؟ به هر حال، این توهم آن&zwnj;قدر زنده بوده که روی تمام اعمال و رفتارش تاثیر گذاشته بوده. الان یادش نمی&zwnj;آمد که صبح اول بود یا صبح دوم یا شاید هم صبح سوم؟ که مادرش متوجه حالاتی غیرعادی در رفتار او شده بود. مادرش سر میز صبحانه گفته بود &laquo;آخه، عزیز من، تو چه&zwnj;ت شده؟ انگار اصلا گوش&zwnj;ات به مانیست...&raquo; از آن به بعد چند دفعه این اتفاق افتاده بود نمی&zwnj;دانست!&raquo;</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">کنراد آیک</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%DA%A9%D9%86%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D9%86">ن</a>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C">حسن ملکی</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA">بهناز بستاندوست</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">فانتزی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">عاشقانه</a></p> <p>&nbsp;</p> <p>این کتاب در دو بخش منتشر می&zwnj;شود. بخش۲ این کتاب ۳ روز بعدتر منتشر خواهد شد.</p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>2271</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/cc1c428f30cccc40/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>کتاب صوتی | داستانی در تاریکی</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>معرفی کتاب صوتی داستانی برای تاریکی&laquo;داستانی برای تاریکی&raquo; داستان کوتاهی از راینر ماریا ریلکه شاعر و نویسنده بزرگ قرن بیستم آلمان است. راینر ماریا ریلکه در ۴ دسامبر ۱۸۷۵ میلادی، متولد شد. او در طول عمر ۵۱ ساله خود، &zwnj;ده&zwnj;ها شعر، داستان، رمان و نقد ادبی نگاشت. برخی از سروده&zwnj;ها و داستان&zwnj;های ریلکه را بزرگان ادب فارسی همچون شرف&zwnj;الدین خراسانی، پرویز ناتل خانلری و علی عبداللهی به فارسی ترجمه و منتشر کرده&zwnj;اند. ریلکه در این اثر با بازگویی داستان دکتری که به دنبال تجدید خاطرات است، داستان رجعت به سرزمین مادری و اصل خویشتن را روایت می&zwnj;کند: دکتر لاسمن پس از سال&zwnj;ها دوری از وطن تصمیم می&zwnj;گیرد برای دیدار دو خواهرش و تجدید خاطرات کودکی به شهر زادگاهش سفر کند. او همانطور که در قطار شب نشسته و به سمت شهرش می&zwnj;رود یک نام دخترانه مدام در گوشش زنگ می&zwnj;زند: کلارا، همبازی دوران کودکی&zwnj;اش اکنون کجاست و چگونه زندگی می&zwnj;کند؟ اشتیاق یافتن پاسخ این سوال او را آرام نمی&zwnj;گذارد تا اینکه بلاخره به دیدن کلارا می&zwnj;رود.</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D9%84%DA%A9%D9%87">راینر ماریا ریلکه</a></p> <p>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF">علی اصغر حداد</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C">رضا عمرانی</a><a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C">،&nbsp;راضیه هاشمی</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آوا</a></p> <p>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/filter?filter-label=452&order=undefined">داستان آلمانی</a></p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">f253eba8-3e86-4197-8424-b3ae013c1e59</guid><pubDate>Tue, 09 Dec 2025 19:16:55 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/eb55e5fdc83d8d10/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="31720483" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>معرفی کتاب صوتی داستانی برای تاریکی«داستانی برای تاریکی» داستان کوتاهی از راینر ماریا ریلکه شاعر و نویسنده بزرگ قرن بیستم آلمان است. راینر ماریا ریلکه در ۴ دسامبر ۱۸۷۵ میلادی، متولد شد. او در طول عمر ۵۱ ساله خود، ‌ده‌ها شعر، داستان، رمان و نقد ادبی...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>معرفی کتاب صوتی داستانی برای تاریکی&laquo;داستانی برای تاریکی&raquo; داستان کوتاهی از راینر ماریا ریلکه شاعر و نویسنده بزرگ قرن بیستم آلمان است. راینر ماریا ریلکه در ۴ دسامبر ۱۸۷۵ میلادی، متولد شد. او در طول عمر ۵۱ ساله خود، &zwnj;ده&zwnj;ها شعر، داستان، رمان و نقد ادبی نگاشت. برخی از سروده&zwnj;ها و داستان&zwnj;های ریلکه را بزرگان ادب فارسی همچون شرف&zwnj;الدین خراسانی، پرویز ناتل خانلری و علی عبداللهی به فارسی ترجمه و منتشر کرده&zwnj;اند. ریلکه در این اثر با بازگویی داستان دکتری که به دنبال تجدید خاطرات است، داستان رجعت به سرزمین مادری و اصل خویشتن را روایت می&zwnj;کند: دکتر لاسمن پس از سال&zwnj;ها دوری از وطن تصمیم می&zwnj;گیرد برای دیدار دو خواهرش و تجدید خاطرات کودکی به شهر زادگاهش سفر کند. او همانطور که در قطار شب نشسته و به سمت شهرش می&zwnj;رود یک نام دخترانه مدام در گوشش زنگ می&zwnj;زند: کلارا، همبازی دوران کودکی&zwnj;اش اکنون کجاست و چگونه زندگی می&zwnj;کند؟ اشتیاق یافتن پاسخ این سوال او را آرام نمی&zwnj;گذارد تا اینکه بلاخره به دیدن کلارا می&zwnj;رود.</p> <p>&nbsp;</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D9%84%DA%A9%D9%87">راینر ماریا ریلکه</a></p> <p>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF">علی اصغر حداد</a></p> <p>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C">رضا عمرانی</a><a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C">،&nbsp;راضیه هاشمی</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آوا</a></p> <p>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/filter?filter-label=452&order=undefined">داستان آلمانی</a></p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1981</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/eb55e5fdc83d8d10/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item><item><title>کتاب صوتی | هفت صحنه</title><link>https://rss.audiyacreators.one/cmocmv8cb42hnesqdh9k0</link><description><![CDATA[<p>کتاب صوتی &laquo;هفت صحنه&raquo; اثری از ریچارد پریس، است. در این کتاب، ۷ برش از زندگی&zwnj;های گوناگون در موقعیت&zwnj;های مختلف به تصویر کشیده می&zwnj;شود. این صحنه&zwnj;های هفت&zwnj;گانه به ظاهر پیوند مستقیمی با هم ندارند، اما یک رشته محتوایی همه آنها را به هم متصل کرده است. آن رشته این مفهوم است که شناخت عمیق ما از پیرامونمان به ما حس امنیت می&zwnj;دهد.</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B3">ریچارد پریس</a></p> <p>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1">شیدا رنجب</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1">ر</a>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C">راضیه هاشمی</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a></p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">cmi359df1000tif04xtammrf7</guid><pubDate>Mon, 17 Nov 2025 12:50:20 +0000</pubDate><enclosure url="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/audio/a884d2b3a18ab4bf/audio.mp3?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss" length="27519469" type="audio/mpeg"/><itunes:author>NewshaCast UG</itunes:author><itunes:subtitle>کتاب صوتی «هفت صحنه» اثری از ریچارد پریس، است. در این کتاب، ۷ برش از زندگی‌های گوناگون در موقعیت‌های مختلف به تصویر کشیده می‌شود. این صحنه‌های هفت‌گانه به ظاهر پیوند مستقیمی با هم ندارند، اما یک رشته محتوایی همه آنها را به هم متصل کرده است. آن رشته...</itunes:subtitle><itunes:summary><![CDATA[<p>کتاب صوتی &laquo;هفت صحنه&raquo; اثری از ریچارد پریس، است. در این کتاب، ۷ برش از زندگی&zwnj;های گوناگون در موقعیت&zwnj;های مختلف به تصویر کشیده می&zwnj;شود. این صحنه&zwnj;های هفت&zwnj;گانه به ظاهر پیوند مستقیمی با هم ندارند، اما یک رشته محتوایی همه آنها را به هم متصل کرده است. آن رشته این مفهوم است که شناخت عمیق ما از پیرامونمان به ما حس امنیت می&zwnj;دهد.</p> <p>نویسنده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B3">ریچارد پریس</a></p> <p>مترجم:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1">شیدا رنجب</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/author/%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1">ر</a>گوینده:<a href="https://taaghche.com/author/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C">راضیه هاشمی</a></p> <p>انتشارات:<a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">انتشارات ماه آو</a></p> <p><a href="https://taaghche.com/publisher/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%A7">ا</a>دسته&zwnj;بندی:<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C">داستان کوتاه</a>،&nbsp;<a href="https://taaghche.com/category/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C">داستان خارجی</a></p><p>See <a href="https://omnystudio.com/listener">omnystudio.com/listener</a> for privacy information.</p>]]></itunes:summary><itunes:duration>1718</itunes:duration><itunes:explicit>false</itunes:explicit><itunes:image href="https://rss.audiyacreators.one/media/cmocmv8cb42hnesqdh9k0/cover/a884d2b3a18ab4bf/cover.jpg?utm_source=audiya.pub&amp;utm_medium=rss"/><itunes:episodeType>full</itunes:episodeType></item></channel></rss>
